X
تبلیغات
دنیا با تو زیباست

دنیا با تو زیباست

تو نیمه گمشده ام شدی

تو نبودی و من با عشق نا آشنا بودم


تو نبودی و در نهان خانه دلم جایت خالی بود


تو نبودی و باز به تو وفادار بودم


تو نبودی و جز تو هیچ كس را به حریم قلبم راه ندادم


و تو آمدی . از دوردستها


از سرزمین عشق ...


تو مرا با عشق آشنا كردی


با تو تا عرش دوست داشتن سفر كردم


تو مفهوم عاشق بودن را به من آموختی


با تو كامل شدم


با تو بزرگ شدم


با تو الفبای عشق را اموختم ...


ندای قلب عاشقم را به گوش همه رساندم


به تو و كلبه عاشقمان بالیدم.


تو نیمه گمشده ام شدی!


حال كه اینچنین شیفته توام باش تا در كنارت آرامش بیابم.


حتی برای لحظه ای از من جدا نشو.


بدون تو دستم سرد است.


بدون تو آغوشم تهی و لبریز درد است.


به حرمت عشقمان ، به حرمت لحظات زیبایمان


مرو كه بی تو من هیچم.


بمان با من.


بدان كه تا ابد نام تو بر قلبم حك شده


بدان كه عشقمان همیشه پاك خواهد ماند


به وفایم ایمان داشته باش.


تا به تو نشان دهم معنی واقعی واژه عشق را!

+ نوشته شده در  جمعه دهم شهریور 1391ساعت 19:39  توسط یلدا  | 

همین امشب

همین امشب که من از عشق تو سرشار سرشارم
همین امشب که میریزم به پایت هرچه من دارم
بیا امشب کمی آرام و گرمم کن
که من محتاج بودن های پر احساس و پر نازم
نمیدانی نبودن ها برایم تا چه حد سخت است
بیا امشب کنارم باش و از این فاصله کم کن
به زیر پای تو من فرشی از احساس اندازم
که راحت پاگذاری روی چشمان غمین امشب
همین امشب بیا و رو به من آغوش را بگشا
که من بدجور از این دور بودن ها غم آلودم

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام مرداد 1391ساعت 12:24  توسط یلدا  | 

فقط با تو

تقریبا 40 روز گذشت...

15تیر 1391...:من و تو مال هم شدیم..رویاهامون یکی شد..تکیه گاه من شدی.

حالا حالم بهتر از همیشه ست .

 به خدا دنیا فقط با تو قشنگه ..فقط با تو

دوستت دارم همسر بینظیرم

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم مرداد 1391ساعت 20:36  توسط یلدا  | 

دیروز یه وقتایی از شدت خستگی خوابم می برد و هر بار که چشامو باز میکردم و میدیدم تو کنارمی حس میکردم دارم خواب می بینم..!

 آخ نمیدونی چه لذتی داره : لحظه لحظه کنارت بودن...دزدکی نیگات کردن..دزدکی حرف زدن بیصدا سر کلاس روی برگه !...اصرارات به من واسه غذا خوردن...اینکه واسم توی لیوان آبمیوه بریزی و عاشقانه منتظر بمونی تا بخورم... یه کوچه رو بی هدف طی کردن...و اولین هایی که عجیب ترین خاطره ها میشن ...

خیلی دوست دارم...

+ نوشته شده در  جمعه پنجم خرداد 1391ساعت 20:13  توسط یلدا  | 

روز مادر

شنبه (23 اردیبهشت 1391)...روز مادر...من و تو....

خاطره ای ساختیم به یاد موندنی

روزی که واسش لحظه شماری کردیم 

رضایتی که خوشحالمون کرد

نمی دونم روز مادر سال بعد ، ما کجاییم

اما خیلی اتفاقای خوب رخ داده

ما دیگه مال همیم

و اونروز واست میشه روز همسر و مادر ! ;-)


+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391ساعت 23:17  توسط یلدا  | 

عشق چیه؟!

يه دختر 5ساله از داداش بزرگترش پرسيد...:

عشـــ♥ـــــق چيه ؟؟

و اون جواب داد :
... ...
عشق حسيه که وقتي تو شکلات مدرسمو از پاکت خوراکيام برميداري

 و من هميشه گرسنه ميمونم . . .


ولي هنوز دلم نمياد جاي خوراکيامو عوض کنم

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1391ساعت 23:19  توسط یلدا  | 

ديوانه اي را گفتند چه خواهي از خداي خويش؟


گفت عقل سالم خواهم تا براي عشقم دوباره ديوانه شوم......


آره منو که بی حواس شدم کمی مثه دیوونه ها شدم یا بقولی عاشق شدم

 هزار بار دیگه عاشق کن دیوونه کن منو مال خودت کن ! اصلا میخوای اسیرم کن...

زمستون همیشه اسیر بهاره..یلدا هم اسیر عشق پاک توست..

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم اردیبهشت 1391ساعت 20:6  توسط یلدا  | 

از تو

از تو شروع می شود جنایت و به تو ختم میشود مکافات...
صد سال تنهایی را میخوانم یک شبه!!!

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم اردیبهشت 1391ساعت 11:37  توسط یلدا  | 

غربت نفسم را تنگ کرده

باز دردریای شبی غوطه می خورم که هیچش کناره نیست، دل خرابی می کند وغم روی لطفش بر من می گشاید و جام به جام باده افروزی می کند و رقص کنان قدح به دست می دهد و خواب را از چشم و آرام را از جانم می رباید.این شب خون به کف و خنده به لب باز سنجاق ستاره از سر باز کرده و گیسو می چرخاند و جهانم را سیاه می کند و با اندام مرمرینش قیامتی کرده که چشم فرو بستن از او نمی توانم.
باز هزار فکر از سر می رود و هزار رویا می میرد،غربت نفسم را تنگ کرده و فریادم را برآورده و نزدیک به عصیانم کرده،ولی به قاعده و تجربه شبهای پیشین می دانم که هیچ گوشی بانگ مفتون نشنود و من باید باز سکوت کنم و بی پناه و دل افسرده خیال خواب فرو نهم و قلم از دست بگزارم و چشم به خیره گاه هر شبانه ام بدوزم و تن شب به آغوش کشم و روی غم ببوسم و تنها و در خیال دست به کار چیدن ستاره شوم.

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم اردیبهشت 1391ساعت 11:36  توسط یلدا  | 

دوست

وقتی تنهاییم، دنبال دوست میگردیم، پیدایش که کردیم، دنبال عیب هایش میگردیم، وقتی که از دستش دادیم، در تنهایی، دنبال خاطراتش میگردیم. 
مراقب قلب ها باشیم، هیچ چیز آسان تر از قلب نمی شکند.

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم اردیبهشت 1391ساعت 11:33  توسط یلدا  |